چرك‌نوشته‌های یک طلبه/دانش‌جو

خانه
بایگانی
تماس با من
خبرخوان (RSS)
 
فراموش نكنیم جنس ِ نبردمان را 17 دی 1388
0:01 بعدازظهر

بند ِ اول

فراموش نكنیم كه:

نبرد ِ ما نبرد ِ‌ میان ِ‌ حق است و باطل. میان ِ‌ حبِّ دنیاست و حبّ الله. نبرد ِ‌ میان ِ پابرهنگان است و متجملّان. میان ِ بالاشهری‌هاست و پایین شهری‌ها. میان ِ‌مستضعفین و مستكبرین. میان ِ مال‌پرستان و دنیاپرستان با خداجویان و ولايت‌مداران. میان ِ علی‌ست و معاویه. میان ِ‌ حسین است و ابن عباس و محمد بن حنفیه. میان ِ‌ كوفیان ِ‌ دور از شجاعت با حبیب بن مظاهر. میان ِ عقل عرفانی و عقل ِ‌ فلسفی.

جبهه‌ی ما جبهه‌ای‌ست در برابر غرب‌زده‌گی و اسلام‌ستیزی. جبهه‌ای‌ست در مقابلِ نژاد پرستی. جبهه‌ای در برابر صهیونیزم ِ‌ تاریخی. جبهه‌ای در برابر ِ یهودیت ِ‌ تحریف‌شده. در برابر ِ یهود ِ پیام‌بركُش. در برابر ِ بنی‌قریظه. در برابر بنی قینقاع. در برابر ِ‌سقیفه. در برابر ِ صلح ِ‌ امام حسن علیه ا لسلام.

نبرد ِ ما، پایان ِ‌ نبرد ِ‌ كفر است و اسلام. نبرد ِ ما پایان ِ‌ذلّت بشر است و آغاز ِ عزّت بشر. آغاز ِ‌ تكمیل عقول و نشستن ِ‌ خلیفه الله بر مَـسند ِ حقیقی‌اش. پایان ِ‌ غیبت ِ‌ شرف ِ‌ عالم. ان شاء الله.

 

بند ِ‌ دوم

این روزها زمزمه‌هایی می‌شنویم كه رهبری چرا جلوی ِ‌ ما را گرفته است و نمی‌گذارد تا امُت ِ‌ حزب الله هاشمی‌ و هاشمی‌منشی‌ها را پایان بخشد. می‌آیند و حرف می‌زنند و گاه شكایت می‌كنند كه چه شده است كه رهبری نمی‌گذارد ما اقدام كنیم. گویی بناست تاریخ تكرار شود و ما در این میانه اگر تاریخ نخوانده باشیم و ندانسته باشیم، در گیر و دار ِ این اتفاقات، اشتباهات ِ‌ تاریخی را دو باره تكرار كنیم و ما نیز در جبهه‌ی باطل قلم و قدم زنیم.

گویی خیلی‌ها فراموش كرده‌اند، آن ماجرای ِ‌نماینده‌ی خراسان را كه پیش ِ‌ معصوم علیه السلام آمد و گفت ما و گروهی از مردم ِ‌ خراسان آماده‌ایم كه زیر ِ‌بیرق ِ‌تو سینه بزنیم و آن كنیم كه تو می‌خواهی و می‌طلبی. آن‌گاه بود كه مردی وارد ِ‌ مجلس شد كه جزء لات و لوت‌های شهر بود و به به مذهب ِ‌ ظاهرپرستان،‌به سان ِ‌ یك مسلمان نبود. امام از او خواست كه وارد ِ‌ تنور ِ‌روشن شود و آن مرد بدون ِ تأمل وارد شد و درب ِ‌ تنور را گذارد. امام نیز مشغول صحبت با آن مرد ِ‌خراسانی شد. مرد ِ‌ خراسانی نیز كه هاج و واج و نگران ِ‌ آن مرد بود حواس‌ش به آن تنور و سرنوشت آن مرد ِ‌لات بود. و امام از آن مرد خواست كه از تنور به در آید. مرد نیز بیرون شد. امام از آن مرد ِ‌ خراسانی خواست كه بگوید چند نفر مثل ِ آن مرد ِ لات دارد كه این‌گونه از امام حساب ببرند!؟ مرد ِ‌ خراسانی وا ماند!

 

بند ِ سوم

 نبرد ِ‌ ما با نامه‌نویسان ِ‌ كوفی‌ست. نبرد ِ ما با آن مرد ِ خراسانی‌ست كه به تمامه،‌ ولایت‌پذیر نیست. نبرد ِ‌ ما هنوز ادامه دارد و ادامه خواهد داشت.

 


توسط هابيل اسلامي | دیدگاه‌های دیگران (2)

--------------------------------------------------------------------
مـيـرشـكـاكـيـه 6 آذر 1388
9:27 بعدازظهر

شاعری حس و حال می‌خواهد

زنده‌گی در محال می‌خواهد

شاعری شیوه‌اش جدید شده‌ست

عقل ِ رو به زوال می‌خواهد!

هابیل اسلامی

-----------------------------------

ویژه‌‌نامه‌ای در شماره‌ی بیستم ِ نشریه‌ی پنجره، در باره‌ی یوسف‌علی میرشكاك منتشر شد. و این ویژه‌نامه، آدمی را به وجد می‌آورد تا تكه‌كلامی، هرچند ناقص و هرچند كوتاه، در باره‌ی میرشكاك بنویسد. مردی سترگ در ادبیات ِ پس از انقلاب، كه سال‌هاست دفتر ِ شعری جدید منتشر نكرده است و داشته‌های‌مان از او در این روزها، یادداشت‌های‌ ِ گاه و بی‌گاه‌ش پیرامون ِ بد و خوب ِ روزگار بوده است.

میرشكاك شاید نزدیك به پانزده سال است كه در شعر آرام شده است. یا از نیامدن ِ بیت‌ها، یا از نخواستن ِ دنیای ِ شاعری. اگر فرض ِ علت را، نیامدن ِ بیت‌ها بگیریم، باید به دنبال ِ علت ِ كار نیز برویم. واقعه‌ای، اتفاقی كه حس و حال ِ شاعری را از وی ستانده است و دنیای ِ او را به سمت و سویی برده است كه دل‌ش را از حس و حال ِ شاعری دور كرده است. پانزده سال ِ پیش یعنی چیزی حدود ِ سال‌های هفتاد و دو تا هفتاد و چهار. به زعم  ِ نگارنده، دو اتفاق در آن سال‌ها افتاده است كه می‌تواند بر شاعری ِ میرشكاك موثر افتاده باشد. ابتدا شهادت ِ آوینی(فروردینِ هفتاد و دو) و بعدی، مرگ ِ فردید.(مرداد هفتاد و سه) میرشكاك با هر دوی ِ این‌ها، هم‌سخن ِ در نگاه‌ها و اندیشه‌ها بود. نگاه ِ خاص ِ فردید، كه خیل ِ نگاه‌های میرشكاك ناشی از اوست، و دغدغه‌های آوینی، كه انبوه ِ دغدغه‌های گاه و بی‌گاه ِ میرشكاك در هم‌راهی با اوست. این دو اتفاق، می تواند خیلی چیزها را در درون ِ آدمی به تغییر بكشاند.

اما اگر فرض ِ علت را در نخواستن ِ دنیای شاعری بگیریم، شاید بی‌مناسبت نباشد كه میرشكاك ِ اكنون را، بری ِّ از گیر و دار ِ شاعرنماها و شعرنمایه‌های ِ كنونی فرض كنیم. شاعر و شعرهایی كه بی‌مناسبت با حس و حال‌های ِ اصیل بر می‌آیند و ناشی از نفس ِ اماره‌ی بشر ِ مدرن و شبه‌مدرن است. این جاست كه شعرگویی، به جوهر‌ه‌ی اصلی و البت، جوهره‌ی صبوری احتیاج دارد.

هر چه، نگارنده گمان دارد كه عامل ِ اول، تاثیر ِ جدی‌تری بر دوری ِ میرشكاك از شاعری دارد. و این دوری ادامه خواهد داشت، مگر این‌كه برای میرشكاك اتفاق ِ دیگری بیفتد و بارقه‌های امید را در ما روشن كند.

---------------

نكته: این یادداشت حاصل ناآگاهی بنده به خیلی چیزهاست. خیلی چیزها با رابطه‌ی با نویسنده‌ست كه قابل كشف است. زنده‌گی ِ خصوصی ِ نویسنده‌گان و شعرا، تاثیری جدی بر مطالب‌شان می‌گذارد. چه بوف ِ كوف ِ صادق هدایت باشد و چه سنگی بر گوری ِ جلال آل احمد.



توسط هابيل اسلامي | دیدگاه‌های دیگران (1)

--------------------------------------------------------------------
چه غلط‌ها 1 آذر 1388
11:13 بعدازظهر

به حساب و قائده باشد، برخی را فقط باید به باد ِ ضربات ِ چپ و راست ِ دست و پا گرفت و تا می‌كشند، زیر مشت و لگد، آب‌دیده‌شان كرد. بعضی‌ها را نیز باید به قائده تا می‌شود ...

بعضی‌ چیزها دروغ ِ شاخ‌دار است و انبانی از مسخره‌گی‌ست. فلان وزیر و فلان مردك ِ یابو سوار ِ مامور ِ امنیت ِ اخلاقی غلط می‌كند می‌خواهد تامین ِ اخلاق ِ مردم را بكند وقتی از روز هم روشن‌تر است كه فلان‌جا فلان‌قدر چیز خورده و با تساهل و تسامحات ِ مسخره‌اش همه را به دردسر انداخته است.

فلان آدم‌نما غلط می‌كند وقتی فكر می‌كند كه اگر این فیلم‌فروش‌های خیابانی را جمع كند، آمار ِ قتل و غارت زیاد می‌شود و این‌كه مردم، فیلم ِ‌ فلان زن ِ بدكاره كه دست‌ش به آلت ِ یك مردك ِ ديلاق است، برای‌ اجتماع بهتر از این است كه مثلا ضبط ِ ماشینی دزدیده شود.

فلان مسئول ... شهری بی‌خود كرده است كه هنوز وقتي نمی‌تواند دماغ‌ش را بكشد بالا  مي‌آيد و  برای ما تئوری مقابله با جنگ‌های نرم می‌دهد كه اِله و بــِله؛ در حالی‌ كه پسرك ِ هم‌سایه‌ی ما دارد هر روز از ماه‌واره، تبلیغ ِ صابون ِ مخصوص ِ بانوان را می‌بیند كه در تبلیغ‌ش یك وان است و مقداری كف ِ روی آب و زنی كه لخت و پتی ....

بعضی چیزها اظهر من الشمس است. بی‌قانونی بعضی وقت‌ها بهتر از این است كه قانونی را بریزیم و مردم را به رعایت نشدن‌ش عادت دهیم.

 



توسط هابيل اسلامي | دیدگاه‌های دیگران (0)

--------------------------------------------------------------------
مزار ِ سيداحمد فرديد 23 آبان 1388
4:13 بعدازظهر


عكس‌هایی از مزار ِ سیداحمد فردید. شخصی كه خوب یا بد، درست یا نادرست، حق یا ناحق هنوز مهم است. (این عكس‌های برای اولین بار است كه در این وب‌لاگ منتشر می‌شود.)



2.JPG

توسط هابيل اسلامي | دیدگاه‌های دیگران (2)

--------------------------------------------------------------------
هزینه‌های فرهنگی 12 آبان 1388
1:44 بعدازظهر

در فعالیت‌های فرهنگی، این‌كه هزینه‌ها از كجا تامین می‌شود مسئله‌ی مهمی‌ست. بسیاری از گروه‌ها و جمع‌ها به بهانه‌ی همین مورد، در دامِ دولتی كاری و یا استفاده از بودجه‌های حرام افتاده‌اند و یا به علتِ فرار از این موارد، توفیقی در ادامه‌ی مسیر نداشته‌اند. الگوهای فعالیت در پیش از انقلاب به نظر هنوز جای كار دارد. استفاده از ظرفیتِ بازار، استفاده از ظرفیتِ تجار و ثروت‌مندانی كه آگاهی لازمی نسبت به فعالیتِ فرهنگی دارند، به نظر هنوز بهتر از منت كشیدن از سازمان‌های نادانِ فرهنگی می‌باشد. استفاده از ظرفیتِ این سازمان‌ها گاه فعالیت را دچارِ نقصان‌ها و كم‌بودهای جدی می‌كند.

از چند سالِ پیش، بر همین منوال سعی در ارتباط گیری با بعضی از این افراد كردم. تجربه نشان داد كه این ظرفیت وجود دارد و می‌توان از این ظرفیت استفاده كرد. تنها مسئله، توجیهِ این افراد و شخصِ واسطی‌ست كه باید اعتماد ایشان را جلب نماید.

 



توسط هابيل اسلامي | دیدگاه‌های دیگران (3)

--------------------------------------------------------------------
بس است.... 11 مهر 1388
9:01 صبح

پس از انتخابات، نه وقت كرده‌ام و نه آن‌قدر می‌شد در باره‌ی اوضاعِ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی داخلی نگاشت كه بخواهم برای آن وقت بگذارم. آن روزهای ِ خاص برای من چیزی نداشت جز كمی تامل بیش‌تر در مورد ِ خودم و سیر ِ فعالیت‌هایی كه هم‌چو منی باید در پیش بگیرد. این بازی‌های مسخره و آن دریوزه‌گی‌های فرهنگی و اعتقادی كه امثال ِ میرحسین در پیش گرفته بودند و پیش گرفته‌اند، در قالب ِ تحلیل‌های بازاری و روزمرّه‌ نباید آرام بگیرد. تحلیل‌ها باید معطوف به جای ِ دیگری باشند. این‌ها برای من اهمیتی ندارند تا بخواهم بیش‌تر از حد برای‌شان وقت بگذارم و به تحلیل ِ رفتارهای‌شان بپردازم. همین طور است تحلیل ِ رفتارهای یك آخوند ِ احمق كه سر در یقه‌ی خود دارد و روزهای‌ش را به دیدن ِ قرمزی‌های ِ مقعد ِ این و آن گذرانده و از حوزه‌های علمیه، نه علم و ادبی به بهره برده است و نه حتی یك عربی ِ ساده و اولیه را بلد است. برای من، افكار و رفتار ِ میرحسین اهمیت ندارد. انسان ِ استحاله شده‌ای كه لجاجت و لوده‌گی و باندبازی‌های‌ش در كنار ِ دروغ‌ها و هم‌راهی‌اش با باندهای ِ فساد ِ خبری و سیاسی (از سالیان ِ پیش) بر عالم و آدم نمایان است، ارزش وقت گذاردن ندارد.(این لیست می‌تواند تكمیل‌تر باشد. اما گفتم كه: ارزش و اهمیت ِ بیش از این ندارد.)

همین‌طور است حماقت‌های احمدی‌نژاد در هم‌راهی با اشخاصی كه بوی ِ گندشان عالم و آدم را فرا گرفته است. آدمی كه با تمام ِ افتخاری كه به برخی رفتارها و تفكرات و منش‌های‌ش می‌كنم، گاه همه را ناامید می‌كند و آدمی را متعجب می‌كند.

این‌ها خیلی وقت‌ها ارزش وقت گذاردن ِ بیش از این ندارد.

به نظرم جبهه‌ی فكری فرهنگی ِ انقلاب دارد بیش از حد برای بعضی چیزها انرژی می‌گذارد.

بس است....



توسط هابيل اسلامي | دیدگاه‌های دیگران (3)

--------------------------------------------------------------------
میر حسین، قابلیت‌های فراوانی دارد. مسئله فقط ریاست ِ‌ جمهوری نیست 5 تیر 1388
7:29 بعدازظهر

حركت ِ احمقانه و دیكتاتوری ِ مدرنی كه از جانب ِ یكی از رادیكال‌ترین و لجوج‌ترین شخصیت‌های ِ دهه‌ی شصت به بهانه‌ی انتخابات ِ‌ ریاست ِ جمهوری آغاز شده است، این روزها دارد نفس‌گریه‌های ِ‌ آخرش را نیز می‌زند. میرحسین موسوی خامنه، كه یكی از رادیكال‌ترین و لجوج‌ترین‌های دهه‌ی شصت بوده است، شخصیتی‌ست كه بر خلافِ نظر ِ‌ خیلی‌ها با میرحسین ِ دهه‌ی شصت هیچ تفاوتی ندارد.

این میرحسین همان میرحسینی‌ست كه در دهه‌ی شصت در لوای ِ نظریات ِ  اقتصادی ِ چپ، به نخست وزیری ِ ایران برگزیده شد و  اصرار و لجاجت‌ش بر روی ِ نظرات‌ش وی را در برابر ِ امام خمینی، آیت الله خامنه‌ای و مجلس ِ آن دوره قرار داد. شخصیتی كه برای ِ این‌كه نظرات‌ش به كرسی بنشاند، بارها استعفا داد و حكومت را تحت ِ‌ فشار قرار داد. شخصیتی كه نقد را نمی‌پذیرفت و در برابر ِ انتقادها، جز متهم كردن ِ منتقد به ضد انقلاب و جز محدود كردن ِ صریح ‌ِ ایشان هیچ نمی‌كرد. شخصیتی كه آیین‌نامه‌های ِ انضباطی‌اش در محدود كردن ِ پوشش زنان در سه رنگ همه را زده كرده است. میرحسین جزء همان طایفه‌ای‌ست كه می‌خواستند در دانش‌گاه‌های ِ پس از انقلاب دیوار بكشند و با مخالفت ِ‌ امام و رهبران ِ فكری ِ انقلاب و متدینین مواجه شدند.

لجاجت ِ میرحسین برای همه‌ی كسانی كه در آن دوره در بدنه‌ی مدیریتی كشور قرار داشتند نمود ِ جدی‌ای دارد و هنوز كه هنوز است در ذهن و خاطره‌ی خیلی‌های باقی مانده است. برخی در این روزها(و از جمله خودم) زعم‌مان بر این بود كه میرحسین استحاله‌ شده است. شاید میرحسین در پس ِ گذر از دهه‌ی شصت، به این وادی وارد شده باشد كه بتواند خود را در كنار ِ لیبرال دومكرات‌ها و تكنوكرات‌ها قرار دهد و هم‌نشینی و هم‌بستری ِ با ایشان را برای فشار بر حاكمیت ترجیح دهد. حتا اگر نظرات‌شان را قبول نداشته باشد، می‌تواند در كنارشان قرار گیرد و تشویق ِ افراطیون ِ‌ دوم ِ خرداد كه مسببان ِ اصلی ِ شكل‌گیری ِ هجده تیر بودند را در پی داشته باشد. اما این نكته‌ی مهم را نباید فرامشو كرد كه میرحسین استحاله نشده است، بلكه از همان زمان نیز همین‌گونه بود است.

میر حسین این قابلیت را دارد كه یازده و نیم ِ‌ شب ِ روز ِ انتخابات كه هنوز شمارش ِ آراء آغاز نشده است با كمك ِ فال‌بینان و كف‌بینان و رمّال‌های ِ دوم ِ خردادی شهود كند كه نفر ِ اول ِ انتخابات است. این قابلیت را دارد كه هیچ‌وقت نیز برای این نتیجه‌ای كه گرفته است هیچ سند و توجیهی ارائه ندهد و نظرسازی‌های ِ انجام گرفته توسط ِ تیم‌هایی كه هیچ برتری ِ علمی ندارند و به شدت زیر سوال هستند را ملاك ِ پیروزی‌اش قرار دهد. یا خواب‌های ِ‌ منتهی به غصل ِ واجب ِ بعضی‌ها را تعبیر ِ به پیروزی كند.

میرحسین قابلیت‌های فراوانی دارد. او بیست سال است كه سر در آخور ِ فرهنگستان ِ هنر كرده است و بیست صفحه فلسفه‌ی هنر ـ كه وظیفه‌ی فرهنگستان است ـ را تولید نكرده است.

میرحسین قابلیت ِ آن دارد تا هم‌سر ِ كسی باشد كه مدرك‌های ِ دانش‌گاهی ِ ناشی از رانت دارد. هم‌سر ِ كسی باشد كه بدون ِ طی ِ مدارج ِ علمی ِ معین در قانون، با فرار ِ از قانون، رئیس ِ دانش‌گاه شده است. میرحسین آن‌قدر قابلیت دارد تا هم‌سر ِ‌ كسی شود كه از دلایل ِ تقلب در انتخابات این را ذكر كرده است كه میرحسین داماد ِ لُرهاست و لرها به دامادشان رای می‌دهند و میرحسین ترك است و ترك‌ها به میرحسین رای می‌دهند. میرحسین قابلیت ِ این را دارد تا هم‌سر ِ‌هم‌چنین زنی باشد و هیچ‌گاه به او اعتراض نكرده باشد. واعجبا!

میرحسین قابلیت ِ آن را دارد تا با سرمایه‌داران و خاندان‌های ِ رانت‌خوار و ویژه‌خوار دست در دست هم‌ دهند و با شعار ِ حلّ ِ مشكلات ِ فقرا و نیازمندان به میدان بیاید. میرحسین قابلیت ِ‌آن دارد تا پول ِ گزافی را از این سرمایه‌سالارها بگیرد و برای تبلیغات‌ش هزینه كند و به فكر ِ فقرا باشد!

میرحسین ِ موسوی قابلیت ِ آن را دارد تا بدون ِ ارائه‌ی هیچ‌گونه برنامه‌ای و به صرف ِ نقدش به دولت، هم‌راه با توهین‌های ِ مكرر ِ خود و دوستان‌ش به میدان ِ مبارزه‌ی تبلیغاتی بیاید و ادعاهای دروغ‌ كند.

میرحسین كسی‌ست كه می‌تواند دروغ بگوید و ادعا كند. میرحسین كسی‌ست كه هیچ دلیلی برای حرف‌های‌ش نمی‌آورد و فقط ادعای ِ جانب‌داری ِ شورای ِ نگه‌بان را می‌كند. بدون ِ این‌كه این ادعا را بتواند اثبات كند. این در حالی‌ست كه نمی‌تواند اثبات كند كه آیا همه‌ی اعضای ِ دوازده نفره‌ی شورای ِ نگه‌بان از یك نامزد حمایت كرده‌اند و به یك نفر رای داده‌اند، یا این‌ها نیز مثل ِ دی‌گران به چند نامزد رای داده‌اند.

میر حسین مرد ِ دروغ‌گویی‌ست و این روزها همه این را حس كرده‌اند. چونان كه اگر دو باره انتخابات تجدید شود، میرحسین این بار رایی به مراتب كم‌تر از سیزده میلیون خواهد آورد. شاید فقط در حدّ همان خس و خاشاكی كه اتوبوس آتش می‌زنند، بانك می‌زنند، مردم را زیر ِ لگد می‌گیرند، به همه توهین می‌كنند، به پایگاه ِ‌ نظامی حمله می‌كنند و می‌خواهند سلاح بدزدند. و البت بعضی‌هایی كه به آن‌ها قول داده است تا برای‌شان در طهران مسجد بزند و نماز ِ‌جمعه‌ی فلان اقلیت را راه بیندازد.

میرحسین دروغ‌گوست چرا كه خود را مدافع ِ قانون می‌داند و در حالی كه آن را فقط به نفع ِ‌خود می‌داند. این قانونی كه او از آن دم می‌زد، همان قانونی‌ست كه اجرا شد و مسئولیت ِ تایید انتخابات را بر عهده‌ی شورای ِ‌ نگه‌بانی می‌گذارد.

رهبر نیز همان رهبری‌ست كه او خود را به دروغ مدافع‌ش جا می‌زد و در دهم ِ اردی‌بهشت ِ‌ 88 گفت: «رهبر معظم انقلاب محور وحدت ملت ماست. ایشان فردی‌ست كه اپسدار ِ ارزش‌های ِ اصیل ِ انقلاب ِ ماست... كسی كه به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد برای این كشور و نظام و در درون آن كار كند، نمی‌تواند خود را در این مساله فریب دهد.» و در بیانیه‌های چند روز ِ پیش‌ش، به رهبری وقعی ننهاد و دروغ‌گویی‌اش را علنی كرد و نفاق‌ش را نمایان ساخت.

میرحسین قابلیت‌های فراوانی دارد. قابلیت ِ این را دارد تا بدون ِ هیچ‌گونه مدركی بیاید و به صرف ِ یك ادعا بگوید كه در انتخابات تقلب شده است. قابلیت ِ این را دارد با وجود ِ این‌كه در نود درصد ِ صندوق‌ها ناظر داشته است و تمام ِ ناظران‌ش شمارش را تایید و نتایج را قبول كرده‌اند، بیاید و بگوید كه تقلب شده است. میرحسین قابلیت ِ این را دارد تا بازی بخورد و از زبان‌ش دروغ‌های فراوان بلغزد.

میرحسین یا یك دروغ‌گوست یا از مشكلات ِ عجیب ِ‌ روانی رنج می‌برد. رفتار ِ میرحسین اصلن طبیعی نمی‌نماید. موجودی با هزارتوی ِ رفتارها و هماهنگی‌های ِ چندماه‌اش با بدنه‌ی سرمایه‌سالار و رانت‌خوار و بعضی از گروه‌های ِ معاند ِ نظام، باز می‌خواهد رئیس جمهور شود. مثل ِ بنی‌صدر كه هنوز كه هنوز است خود را رئیس ِ جمهور ِ ایران می‌داند و رئیس‌ جمهورهای ِ سی ساله‌ی انقلاب را غیرقانونی می‌داند.

میرحسین برای انتخابات نیامده است. كف ِ مطالبات ِ میرحسین این انتخابات بود. احمدی‌نژاد با میرحسین، اختلاف ِ جهان‌بینی دارد. مسئله یك اختلاف ِ سیاسی و منش ِ رفتاری نیست. 400 میلیون دلاری كه آمریكا رسمن اعلام كرد كه برای بحران‌سازی پس از انتخابات هزینه كرده است و فعالیت‌های گسترده‌ی مالی ِ كه بعض ِ كشورهای ِ عربی هزینه كردند و هزینه‌های گزافی كه رانت‌خوار‌های ِ داخلی برای این انتخابات هزینه كردند، برای پیروزی در انتخابات ِ ریاست ِ جمهوری نیست. مسئله خیلی مهم‌تر از این است. چهره‌هایی نیز كه در پس ِ این فعالیت‌ها مشغول هستند نیز این‌هایی نیستند كه همه فكر می‌كنند می‌شناسند. كسانی هستند كه رهبری در نماز ِ جمعه‌ی تاریخی‌اش تهدید به معرفی‌شان كرد.

ریشه‌ی این وقایع را می‌توانید در پس ِ حوادث ِ  هفتم ِ تیرماه ِ شصت، هشت شهریور ِ شصت و اول ِ شهریور ِ هفتاد و هفت پیدا كنید.

 


توسط هابيل اسلامي | دیدگاه‌های دیگران (12)

--------------------------------------------------------------------
----------------------
----------------------
----------------------
----------------------
----------------------
----------------------
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به سایت هابیل می‌باشد